اشتباهات شغلی

این روزها مسئول اجرایی پروژه عمرانی هستم. اجرای این پروژه عمرانی شامل مراحل زیر هست:

  • تحویل گرفتن زمین از کارفرما
  • پیدا کردن زیرپیمانکار خاکبردار
  • پیدا کردن زیرپیمانکار آرماتوربند
  • اخذ مجوز خاکبرداری از دستگاه نظارت
  • نظارت بر زیرپیمانکار خاکبردار
  • رگلاژ کردن کف گود
  • رسیدن به تراکم مطلوب
  • پیدا کردن عرضه کننده بتن جهت بتن مگر و فونداسون و دیوارها و سقف
  • نظارت بر گروه آرماتوربند

البته خیلی شلخته نوشته شد و میشود که ترتیبی هم برای این مراحل در نظر گرفته بشه. البته شاید مواردی هم از قلم افتاده باشد. اما سر جمع یک بار دیگه فرآیند ساخت یک مخزن بتنی سقف دار که برای تصفیه خونه فاضلاب استفاده میشود رو با هم بررسی کنیم:

ابتدا که باید مشخص بشه که ابعاد گودبرداری ما به چه صورتی هست. محدودیتهای ما در این زمینه به چه صورتی هست. سقف مخزن نسبت به محیط اطراف به چه صورتی است؟ یعنی ما تا چه عمقی باید بریم پایین. ایده‌آل ترین حالت برای ما این هست که ما با توجه به ابعاد مخزنمون، بادخورهایی رو برای گروه آرماتوربند در نظر بگیریم و در آینده هم هیچ تغییرات محسوسی در ارتفاع محوطه اطراف مخزن نداشته باشیم. و ما تنها به اندازه نیازمون، یعنی ارتفاع مخزن و سقف و بتن مگر و فونداسیون زمین رو بکنیم و بریم پایین.

بعد از مشخص شدن ابعاد گودبرداری، باید نظارتی بر گروه گودبردار داشته باشیم، این که گود ما شکم نداشته باشه. مستطیل شکل این اتفاق بیافته، اعتراف میکنم که در بحث نظارت، اگر تنها به حضور فیزیکی اکتفا کنیم، عواقب پر هزینه ای، چه زمانی و چه مالی، به ما تحمیل میشه. این که خاک کف مخزن شیبدار بشه، دیوارها شکم داشته باشند به طوری که بادخور لازم گروه خاکبردار فراهم نشه و مجبور تراشیدن دیوار بشیم. تراشیدن دیوار کدهای ارتفاعی ما رو به شدت تحت تأثیر قرار میده و ممکنه که سقف مخزن ما در جایی بالاتر از محوطه اطراف به اتمام برسه که این فاجعه است. اگر بخواهیم خاک تراشیده شده رو خارج کنیم، که باز هم کار پر هزینه و زمان‌بری است.

قطعاً من نفر اولی نیستم که قرار هست به عملیات خاکبرداری نظارت داشته باشه. اما این موضوع هم راه و رسم و روشهای خاص خودش رو داره. که خیلی دوست دارم مطالب بعدی، مطالبی از این جنس باشه.