ترجمه کردن یا فهمیدن

افرادی که خیلی خوب میتونن یک متن انگلیسی رو درک کنن، بفهمن، خیلی راحت‌تر از بقیه زندگی میکنن. جرا؟

چون زندگی یک رینگ بوکسه، هر یک از ما هر روز در حال مسابقه دادن هستیم.

حریفهای ما از جنس ما نیستند.

حریفهای ما، سوالاتی هستند که در ذهن ما شکل گرفته‌اند، دغدغه‌های ما هستند.

شاید مسخره به نظر برسد.

مگر یک سوال توانایی این که من را به زمین بکوبد دارد؟ مگر زور آش و لاش کردن صورت من را دارد؟

باید بگویم که سوالات ما خیلی قوی‌تر از چیزی که به نظر میرسد توانایی از بین بردن ما را دارند.

خیلی از ما در همان لحظه‌ی شروع مسابقه، با یک مشت از سوی سوالات خود بیهوش میشویم.

خیلی از ما انقدر چشمان ضعیفی داریم که حتی حریف خود را نمیتوانیم کامل شناسایی کنیم. پس کار برای حریف راحت است. خیلی راحت.

علاج چشمان ضعیف، عینک است.

عینک ما در رینگ بوکس زندگی این روزهای ما، نوشتن و دست به کیبورد شدن است.

اما افرادی هم هستند که حریف را واضح میبینند اما باز هم شکست را تجربه میکنند.

چون واضح دیدن هم کمک خاصی نمیکند.

استراتژی یوکسورهای حرفه‌ای برای پیروزی در مسابقات چیست؟

  • شناخت نقاط قوت و ضعف حریف
  • تمرین کردن بر اساس نقاط قوت و ضعف حریف

شناخت قوت و ضعف، یعنی پرس و جو کردن، یعنی بالا و پایین کردن زندگی حریف.

پیدا کردن افرادی که با این حریف وارد رینگ شده‌اند.

چند درصد افراد شکست خورده اند و چند نفر پیروز شده‌اند؟

مرور دفتر خاطرات افرادی که قبل از ما با حریف با چشمان باز وارد رقابت شده اند.

شناخت ما از حریف، نوع تمرینات ما رو تعیین میکنه، استراتژی ما در روز مسابقه رو شکل میده.

برای همین مرور خاطرات به شدت سهم مهمی در بُرد ما داره.

شاید بهتر باشد که خود ما هم دست به قلم شیم و تجربیات خودمون رو بنویسیم، از این رقیب. از حرفهایی که دیگران در مورد این رقیب زده اند.

کسی که به زبان انگلیسی مسلط است، خیلی متفاوت از بقیه افراد مبارزه میکند.

احتمال بُرد خیلی بالاتری دارد.

بدن آماده تر، بازوهای بزرگتر، خیلی کمک میکنند که مشتهای مجکم و متعددی رو به سوالات و دغدغه‌هامون بزنیم.

سوالی که این روزها در رینگ بوکس زندگی، پدر من رو به عموی من متصل کرده:

“چطور کتاب مورد علاقه مون رو به انگلیسی بخونیم؟”

خیلی به ترجمه علاقه ای ندارم. به دو علت:

  • چون خیلی از چیزهایی که من دوست دارم ترجمه نشده.
  • افرادی که ترجمه میکنند رو نمیشناسم.

پس باید روی پای خودم بایستم.

باید کلمات و جملاتی که متوجه نمیشم رو در جایی لیست کنم و به نوبت، به سراغشون برم.

خیلی طولانیه اما باید حوصله کرد.

بُردن کار هر کسی نیست.

اگه کار راحتی بود که الان هم تو خیابون مثه بلبل صحبت میکردن.

همه بازوهای بزرگ و آماده‌ای داشتن.

تعداد زیادی اصطلاح، کالوکیشن، کلمه هست که من نمیدانم.

اما میتونم در اینترنت، از دوستانم در آمریکا بپرسم، از دوستم گوگل بپرسم.

حتماً شاهد لیستی در نوشته‌های بعدی خواهیم بود.

این لیست شامل کلمات، جملات و اصطلاحاتی خواهد بود که من در مطالعه‌ی کتاب “the dip” مانع من در فهم بیانات ست گادین میشوند.