خواب

گاهی اوقات بعضی از پستها رو در حال خواب مینویسم، اکثرشون قابل شناسایی هستند، پر از غلط املایی. اما تنها دیکته‌ی نانوشته است که غلط نداره. یعنی یه تار موی گندیده‌ی پستهای پر از غلط و غلوطم رو به هزار پستی که هیچ وقت نوشته نشده و مکتوب نیست، نمیدم.

بگذریم.

امروز ایده‌ای به ذهنم رسید.

پستهایی که مفهوم مهمی رو قرار هست منتقل کنم رو خیلی سریع، در حد چند جمله در ابتدای اون پست، مرور کنم.

شاید این مرور در حد انتظاراتی باشه که دوست دارم مخاطبم در پایان اون پست داشته باشه، هست.

خیلی به خاطر سپاری این مدل پستها راحت تره.

وقتی مغز از اطلاعاتی که قرار در معرضش قرار بگیره، ایده‌ای داشته باشه، خیلی بهتر میتونه به خاطر بسپاره.

علت هم داره.

فرض کنید که مغز ما هر روز یک گیگ جا برای محتوای متنی داره و هشت گیگ ظرفیت برای ذخیره‌ی محتوای تصویری داره و سه گیگ ظرفیت برای محتوای صوتی.

فعلاً هیچ کاری با محتوای تصویری و صوتی ندارم.

میرم سراغ محتوای متنی، مثلاً همین پستی که دارید میخونید، یه مدلشه، مدل دیگه‌اش کتابه، متنهای کانالهای تلگرامی، کپشنهای اینستاگرام، شاید روزنامه، اس ام اس و …

فرض کنید که هر کلمه یک مگابایت، فضا اشغال کنه.

پس مغز ما در طول روز میتونه هزار کلمه رو به خاطر بسپره.

اما متاسفانه، ما در طول روز با ده هزار کلمه ممکنه سر و کار داشته باشیم، یعنی چیزی حدود 10 گیگ فضا میخواهیم.

خب خبری از 10 گیگ نیست.

چه کنیم.

باید گلچین کنیم.

اما چظور؟

از کجا بفهمیم که یک گیگ ارزشمند، در کجاهای این ده گیگ ارزشمند، قرار داره؟

پایان بخش اول

این داستان ادامه داره…