درس هفتم از ست گادین

GIFTs are the essence of art. art is’n’t made as part of an even exchange, it is your chance to creat imbalance, which leads to connection

.to share your art is a requirement of making it

اصلی‌ترین ویژگی یک اثر هنری، داشتن هدیه‌هایی در دل اون اثر هستش. خلق اثر هتری بخشی از یک معامله‌ی برابر با مخاطب نیست. خلق اثر هنری فرصتی‌ است برای ایجاد عدم تعادل، عدم تعادلی که مبنایی برای برقراری ارتباط با مخاطبه.

لازمه و پیشنیاز خلق یک اثر هنری تعهد به اشتراک گذاشتن اون اثر هنریه.

پینوشت اول: پیشفرض رایج این هست که ما انتظار داریم به ازای تعداد ساعتی که برای خلق یک اثر هنری، یا انجام یک پروژه، یا اجرای بخشی از پروژه، وقت گذاشتیم، پس باید متناسب با همون مقدار ساعت، تحسین و تمجید و پول، به سمتمون بیاد.

چون من یک سال زحمت کشیدم برای یادگرفتن چند کتاب، حالا جامعه به خاطر این موضوع باید به من پاداش بده. به من جایگاه اجتماعی خوب بده، به من ماشین خوب بده، به من پول زیاد بده.

چون من اضافه کار ایستادم، چون صبحها زودتر اومدم سر کار، چون صادقانه کار کردم، پس باید بیشترین حقوق نصیب من شه.

چون من بیشتر سختی میکشم، پس باید همه چی برای من باشه.

ناخودآگاه خلق هر چیزی رو مثه یک معامله در نظر میگیریم. برای همینه که کمکار میشیم. چون متناسب با وقتی که میذاریم و زحمتی که میکشیم، چیز خاصی به دست نمیاریم.

در صورتی که بزرگترین خطای ما همین جاست.

همه‌ی آثار هنری جاودانه، در دلشون هدیه دارند. ساعات بسیار زیاد، انرژی خیلی زیادی که خالق اثر، صرف ساخت اون اثر کرده، بدون هیچ چشم داشتی برای بازگشت. تماماً تمرکز بر کیفیت اثر بوده و نه محصولات جانبی احتمالی مثه پول و احترام و تحسین و …

سرخورده شدن، منت گذاشتن، قوانین رو مسخره کردن، دنیا رو زشت تصویر کردن … مواردی هستن که وقتی از کسی شنیدین، بدونید که خلق اثر هنری رو با معامله پایاپای اشتباه گرفته.

بیایم تمرکزمون رو بذاریم روی کارمون و وقتمون رو با چرتکه انداختن تلف نکنیم‌ذهنمون رو با این افکار بی‌عدالتی و ناعادلانه بودن خسته نکنیم.

با کیفیت بالایی که در خروجی کارمون و اثری که خلق میکنیم، سعی کنیم هدیه‌ای برای کارفرمای خود، برای مدیر بالاسری خود، برای مخاطب خود، در نظر بگیریم.

تمرکزمون رو بذاریم روی کیفیت کار، گرچه خیلی کار راحتی نیست. اینکه بدون چشم داشتی کار کردن.

البته این به این معنی نیست که خودمون رو نادیده بگیریم و هیچ ارزشی برای خودمون قائل نباشیم. بحث عزت نفس که اصن نباید صدمه ببینه.

بحث اینه که در طول روز حداقل ۴ تا ۵ ساعت رو به باد میدیم، بیایم از این فرصت استفاده کنیم، برای اینکه چیزی خلق کنیم که، مدیرمون بگه، به به، همکارا بگن چه چه.

گرچه هیچ انتظاری در مورد به به و چه چه نباید داشته باشیم.

و اینکه به اشتراک گذاشتن چیزهایی که خلق میکنیم، خیلی مهمه، گاهی اوقات برای خودم پیش اومده که در سر دوراهیه، به اشتراگ گذاشت و نذاشتن گیر کرده ام، اما هر بار که به اشتراک گذاشته‌ام به قدری راضی بودم، که همیشه با خودم میگم که خوب شد که به اشتراک گذاشتم و خودم رو از این همه اتفاق خوب، محروم نکردم.