دریای محتوا

 

ادامه‌ی ماجرا:

تفاوتهای زیادی بین شنای صحیح و دست و پا زدن وجود دارد.

من از سن ۹ سالگی درگیر ورزش شنا بودم. تا سن ۱۲ سالگی در سه ماهه‌ی تابستان در کلاسهای گروهی شرکت میکردم و موفق شدم که در آخرین تابستانی که داشتیم این بود که ما به سه شنای قورباغه و کرال سینه و کرال پشت مسلط هستیم و تنها چیزی که نیاز هست یاد بگیریم، شنای پروانه است و دیگر هیچ.

اما مربی نظر دیگری داشت. قبل از شنای

در نوشته‌ی قبل از استعاره‌ی یادگرفتن شنا و غرق نشدن در دریا، کمک گرفتم تا اهمیت یادگرفتن اتفاقاتی که در دریای محتوایی که این روزها، ما را احاطه کرده رو یادآور بشم. باید یاد بگیریم که چطور بتونیم خودمان را روی آب محتوای این روزها نگهداریم تا بتوانیم نفس بکشیم و خفه نشیم.

ادامه‌ی ماجرا:

تفاوتهای زیادی بین شنای صحیح و دست و پا زدن وجود دارد.

من از سن ۹ سالگی درگیر ورزش شنا بودم. تا سن ۱۲ سالگی در سه ماهه‌ی تابستان در کلاسهای گروهی شرکت میکردم و موفق شدم که در آخرین تابستانی که درگیر یادگیری شنا بودم، با سه شنای قورباغه، کرال سینه و کرال پشت آشنا بشم.

از ۱۲ سالگی تا ۱۹ سالگی تقریباً از شنا کردن دور بودم. از ۱۹ سالگی به واسطه‌ی امکانات دانشگاه، به صورت منظم، در استخر دانشگاه شروع به شنا کردم. به همراه دوستم، سه روز در هفته، هر سه شنایی که بلد بودیم را در مسافتی مشخص شنا می‌کردیم و خیلی راضی بودیم و بعضاً احساس غرور می‌کردیم.

به واسطه‌ی حضور منظم ارتباطمان با ناجیان غریق و مربی‌های حاضر در استخر بیشتر و بیشتر شد. و ما که آرزوی یادگرفتن شنای پروانه را در ذهن داشتیم، با یکی از مربی‌ها وارد گفتگو شدیم.

پیش‌فرضی که در ذهن داشتیم این بود که ما به سه شنای قورباغه و کرال سینه و کرال پشت مسلط هستیم و تنها چیزی که نیاز هست یاد بگیریم، شنای پروانه است و دیگر هیچ.

اما مربی نظر دیگری داشت. قبل از شنای پروانه، از ما خواست تا همین سه شنایی که مدعی هستیم به بلد بودن را برایش اجرا کنیم.

بازخوردی که از او گرفتیم این بود که ما با شنای صحیح این سه مدل شنا هم خیلی فاصله داریم.

به هر حال ما به حرف او اعتماد کردیم و شروع کردیم به صورت نیمه خصوصی از او کمک گرفتیم تا بتوانیم ابتدا طرز صحیح این سه شنا را یاد بگیریم.

نزدیک به ۶ ماه طول کشید تا ما به سه شنایی که فکر می‌کردیم که بلد هستیم به صورت صحیح مسلط شویم.

اما لحظه‌ی شیرینی بود. لحظه‌ای که مهارتهای مختلف دست به دست هم داد تا ما به طرز صحیحی این سه شنا را اجرا کنیم.

شنای صحیح با شنایی که قبل از کمک گرفتن از مربی انجام می‌دادیم در این بود که ما با صرف انرژی کمتر، می‌توانستیم مسافت بیشتری را با سرعت بیشتر طی کنیم. چون شنای صحیح به ما کمک کرد که از تمامی عضلات بدنمان کمک بگیریم در حالی که شنای مبتدی قبلی، تعداد عضلات کمتری درگیر بود.

و وقتی کسی در بلند مدت تصمیم می‌گیرد که شناگر ماهری شود، حتماً جلسات تمرین زیادی را در برنامه‌ی زندگی‌اش در نظر می‌گیرد.

دو نفر را فرض کنید، کسی که شنای صحیح بلد است و کسی که فکر میکند شنای صحبح بلد است.

این دو در برنامه‌ی یک ساله شروع به تمرین می‌کنند. کسی که شنای صحیح انجام می‌دهد، عضلات بیشتری را پرورش می‌دهد. و شخص نابلد، عضلات محدودی را.

شخص بلد شنا با صرف انرژی کمتر از شخص نابلد پیشی می‌گیرد.

در دریای محتوایی این روزها افراد در سه دسته‌ می‌توانند قرار بگیرند. افرادی که شنا کردن در محتوا را بلد نیستند و تنها از تماشای آب و دیگر شناگران لذت می‌برند. افرادی که پیش خود تصور می‌کنند که شناگر ماهری هستند اما نتیجه‌ی کارشون دست و پا زدنی بیش نیست و درگیری محدودی از عضلاتشون رو در پی دارند و بهره‌وریشون اصلاً بالا نیست.

دسته‌ی سوم افرادی هستند که شناگران ماهر دریای محتوا هستند و جذابیت تماشاب دریای محتوا را با شنای خود دو چندان می‌کنند.

در دریای محتوای فارسی افراد کمی در دسته‌ی سوم قرار می‌گیرند و به نظرم افراد دسته‌ی سوم محمدرضا شعبانعلی و وبسایت متمم و سایر وبلاگنویسان متمم، اکثریتشون رو تشکیل میدهند.

تلاش من این هست که از کتابها، از متمم، از مربی‌های مختلف کمک بگیرم تا بتونم شنای صحیح در دریای محتوا را یاد بگیرم تا اولاً متوجه شم که تفاوت کسی که دست و پا میزنه و کسی که شناگر حرفه‌ای هست در چیست.

دوماً بهره‌ای که از تمرینات خود می‌برم رو افزایش بدم. چون به هر حال وبلاگ‌نوبسی هر روزه‌ی من تمرینی است در جهت شناگرری دریای محتوا. پس چه بهتر که بتونم تمرینات با کیفیت بالاتری انجام بدم