دست و پا زدنی برای جهت دهی به پُستها

مغز ما در برابر تغییرات بزرگ موضع میگیره. موضع بزرگ و موثری هم میگیره. به نحوی که به خودمون میایم و میبینیم که دست از تغییر کردن برداشتیم و در حال ادامه دادن همون روال گذشته هستیم و داریم همون همیشگی رو در روزمره‌مون پیاده میکنیم.

خب چاره چیه؟

باید کم کم به مغزمون کمک کنیم که ترسش رو بزاره کنار.

خب چطور؟

اینکه در راستای تغییر مد نظرمون، گامهای کوچکی رو انتخاب کنیم و هر روز خودمون رو متعهد به انجامش بدونیم. البته گامها واقعاً باید کوچک باشد، خیلی کوچک.

برای مثال من نزدیک به پنجاه روزی میشه که من مشغول برداشتن گامی کوچک در مسیر یادگیری زبان هستم. روزی یک لغت. در موردش پست هم میذارم.

تقریبا هر روز باید در مسیر منتخب وقت بذاریم. مثلاً یک پاراگراف از کتابی که علاقه داریم تمومش کنیم رو در برنامه‌ی کارمون بگذاریم و این انجام موضوع حتما در جایی ثبت شه و قابل پیگیری باشه. و بابتش هر روز به خودمون جایزه هم بدیم. البته تنبیهی هم باید در نظر بگیریم.

تنبیه خیلی بیشتر از جایزه گرفتن میتونه مشوق ما باشه. هیچکس از تنبیه شدن خوشش نمیاد.

پس هر روز تایم مشخصی رو برای برداشتن اون قدم کوچولو میذاریم کنار. برای خودمون جوایز روزانه در نظر میگیریم. اگه اون روز گامی برداشتیم، جایزه نوش جونمون، اما اگه برنداشتیم به عنوان تنبیه خودمون رو از او جایزه محروم میکنیم.

و در نهایت برداشتن گاممون رو در جایی ثبت و منتشر میکنیم. یعنی یه گزارش روزانه‌ای از برداشتن گامهای کوچیکمون ارائه میدیم.