سومین درس از ست گادین

 Commitment is the only thing that gets you through the chasm. commitment takes you from “that’s a fine idea” to “it’s done”.

commitment is risky, because if you fail, it’s on you.

on the other hand, without commitment, you will fail, because art unshipped, is’nt art.

تعهد تنها چیزیه که به ما کمک میکنه که از شکافی که بر سر راهمون وجود داره عبور کنیم. تعهد ما رو از نقطه‌ی “ایده‌ی خوبیه” میبرسونه به نقطه‌ی “انجام شد و تموم شد و رفت”.

تعهد ریسک هم داره، چون اگه وسط بازی ببازیم، همه‌ی کاسه و کوزه‌ها سر ما خراب میشه.

اما از طرف دیگه، بدون تعهد هم ما بازنده محسوب میشیم. چون هنری که با تعهد همراه نشه، هنر نیست.

پینوشت: تعهد در انجام کارها و اتمامشون کاری است به شدت دشوار. خیلی اوقات انقدر ذهنمون درگیر تمام و کمال انجام شدن کار میشه که اصن دستمون به انجامش نمیره.

به عبارتی ذهنمون درگیر خوب انجام دادن کار میشه. این درگیری ذهنی ما رو فلج میکنه. ذهن فلج شده هم، هیچ کاری رو نمیتونه انجام بده.

انجام دادن کار مهم‌تر از خوب انجام دادنشه.

تعهد به انجام کار، حتی وقتی کارمون اونطور که دوست داریم پیش نمیره، از نون شب هم واجب تره.

آره خیلی از کارها رو میتونستیم در گذشته انجام بدیم. ای کاش ۴ سال قبل وقت میذاشتم برای یادگیری زبان، ای کاش فلان کار رو یاد میگرفتم، ای کاش زودتر شروع کرده بودم به درس خوندن.

همه‌ی این ای کاش ها، وقت ما رو برای زودتر شروع کردنشون به تعویق میندازه، اعصابمون رو خورد میکنه. و باعث میشه که حال و حوصله‌ی شروع کردن نداشته باشیم.