صرفاً جهت به روزرسانی

دوره ی راهنمایی بود که این سوال برام پیش اومد که فرق دانش آموزای موفق از غیر موفق چیه؟ معیارم فقط نمره بود. اما این موضوع رو چندین مرتبه از خود دانش آموزای موفق پرسیدم اما هیچ وقت هیچ مطلب مفیدی دستم رو نگرفت، شاید من سوالات بدی رو میپرسیدم.

بدای همین به فرضیه سازی خودم رو طبق معمول روالی که همیشه با ابهام رو به رو میشم رو شروع کردم. خیلی از اوقات این فرضیات وقت تلف کن بودن. این فرضیه سازیها تا پیش دانشگاهی هیچ کمکی به من نکرد.

سال پیش دانشگاهی به صورت کاملاً تصادفی و اتفاقی کتاب کوچیکی که شامل توصیه های رتبه های برتر سال قبل بود رو برداشتم و فقط همون لحظه یکی از صفحاتش رو نگاه کردم.

توصیه ای که من مطالعه کردم، سهم زیادی در موفقیت من در کنکور داشت.

توصیه این بود که تا میتونید چرک نویس تولید کنید. هر چه بیشتر درصد های کنکورتون بالاتر.

مدل جدیدی که من رو خیلی کمک کرد. اما چند سال بعد با مدل کامل تری از یادگیری مواجه شدم. کتاب learning how to learn از باربارا اوکلی.

پست بعدی این رو میخوام خلاصه ای ازش رو داشته باشم.