هدیه‌ای برای دوستانمان

دوست دارم، قبل از مرگم، هدیه‌هایی رو برای دوستانم تولید کنم و در فضای وبلاگم منتشر کنم، تا به مانند نامه‌هایی که در بطریهایی قرار داده می‌شد و داخل دریا پرت میشد، تا روزی به دست کسی برسد، تقریباً مشابه با همون سبک به دوستانم و کسانی که به وبلاگم سر میزنند، ارائه بدهم.

از دست خالی و بدون هیچ ارزش افزوده‌ای برای دوستان، اونها رو ترک کنم، بیزارم. چون زندگی بسیار شکننده است و حیف است که بدون یادگاری دوستانمون رو تنها بذاریم.

خیلی دوست دارم در زمینه‌ی نحوه‌ی مطالعه زبان انگلیسی و همچنین استراتژی‌هایی که باید در محل کارمون ازشون استفاده کنیم، صحبت کنم و هدایایی در این زمینه‌ها تدارک ببینم.

الگوی من در این کار، افراد زیادی هستند، از جمله محمدرضا شعبانعلی که کلی از چیزهایی که من امروز بلد هستم و طبق اون اصول دارم زندگی میکنم، به علت اطلاعاتی بوده که ایشون به صورت رایگان در وبلاگشون منتشر کرده.

الگوی بعدی من جناب آقای ابن ملقه بیضایی بوده که پدر زنده کردن زبان فارسی پس از دوقرن سکوتی بوده که پس از حمله اعراب به ایران، اتفاق افتاده بوده و کم کم زبان فارسی به علت به قتل رسیدن دبیران فارسی در آن دو قرن، به دست فراموشی سپرده میشده و ایشون تونسته با کمک ابداع خوشنویسی و قواعدی مشخصی، مردم زیادی رو ترغیب کنه که به سمت سوادآموزی حرکت کنند.

تمامی این صحبتهایی که در مورد آقای ابن ملقه میکنم رو از جناب آقای علیرضا امتیاز شنیدم که بسیار جالب تاریخ رو مطالعه کرده و خیلی زیبا و طراحانه، تاریخ رو تحلیل میکنند.