پروژه پایانی درس مدل ذهنی قسمت دهم

اینکه روتین هر روز من برای انجام این پروژه شده این،

هر روز صبح بلند میشم، تقریباً نیم ساعت رو صرف مطالعه کتاب مایندست میکنم، البته همزمان به فایل صوتی این کتاب هم گوش میکنم، همزمان بخشهایی که هم مهم هستند و هم بلد نیستم رو یاد داشت میکنم. بخشهایی هم که به نظرم مهم هست رو یادداشت میکنم.

تمام این نوشته ها رو کنار هم میذارم و تلاش میکنم که کلماتی که متوجه نمیشم رو به فلش کارت تبدیل کنم. ساختن فلش کارت تقریباً یک الی دو ساعت زمان میبره.

کار بعدی این هست که فلش کارتهایی که از روزهای قبل ساخته ام رو امروز مرور کنم.

اما نکته ی غم انگیز ماجرا اینجاست. که میترسم حوصله ام قد نده.

چون واقعاً پروسه ی زمان بریه، زمان مورد نیاز این کار بیشتر از چیزی که برآورد میکردم داره طول میکشه.

اما خب قطعاً در آینده نقطه ای وجود داره که من میتونم بدون توقف های طولانی کتاب مایندست رو ورق بزنم و بتونم این کتاب رو با کلمات خودم بیان کنم، اون روز من خواهم تونست که به زبان انگلیسی فکر کنم، کلمات انگلیسی در ذهن من میتونن زندگی کنن، چون ساختن فلش کارت و مرورشون در واقع یک نوع به دنیا آووردن کلمات هست، این که با کمک این روش بتونم هر کلمه ای رو به بخش هایی از مغزم که همین الان بلد هستم متصل کنم، بهشون جون بدم.

به هر روی کلمات مورد نیاز من محدود هستند و این پروسه ی به دنیا آوردن هم در نقطه ای به پایان میرسه. و من با کمک کلماتی که در دنیای ذهنم به دنیا آوردم، میتونم با آدمهایی هم که کلمات موجود در ذهنشون انگلیسی هست و اونها هم با کمک این کلمات فکر میکنند، میتونم ارتباط برقرار کنم.

امیدوارم که این مسیر من رو به هدفم نزدیک کنه و من بتونم هر روز قدم مفیدی در این جهت بردارم، آرزو میکنم که بعد از گذر چند ماه بتونم گزارشی تهیه کنم از اینکه سطح زبانم از کجا بود و به کجا رسیده، و این بین چه مسیری رو طی کردم تا به جایی که الان هستم رسیدم رو به اشتراک بگذارم.