پروژه پایانی درس مدل ذهنی قسمت چهاردهم

خوندن بخش قبل این نوشته خالی از لطف نیست.

خیلی وقتها شنیدیم که “نابرده رنج گنج میّسر نمیشود” یا اینکه “تا چیزی رو به خطر نندازیم، چیز خاصی هم بدست نمیاریم” یا “اگه در شروع کاری موفق نشدیم، باید دوباره تلاش کنیم و تلاش” یا اینکه “شهر رم یک شبه ساخته نشده”

اما جالب اینجاست که این صحبتها رو افراد با مدل ذهنی-ثابت، قبول ندارند یعنی معتقد هستند که “گنج که میّسر نمیشه، برای چی الکی رنج بکشیم؟” یا اینکه “هیچ چیز رو به خطر نندازیم تا چیزی رو از دست ندیم” یا “اگه در شروع کاری نتونستیم موفق شیم، حتماً استعداد یا عُرضه این کار رو نداریم”

نظراتی که ما درباره ریسک کردن و تلاش کردن در ذهن داریم تماماً بستگی به نوع مدل ذهنی ما داره. اینکه افراد با مدل ذهنی ثابت اهمیتی برای تلاش قائل نیستند و به شدت به صفات اصلی مادرزاد قائل هستند.

همه ی ما کتابهایی که درباره موفقیت نوشته شده رو یک بار هم که شده، ورق زدیم، ادعاهایی در مورد رازهای افراد موفق و حرفهایی در مورد رفتارهایی مثل ریسک کردن و خودباوری و … که چون این رفتارها محدود هستند و میدونیم که هزار راز دیگه باقی میمونه که ما اطلاعی ازشون نداریم

اما در ادامه ما قرار هست که با سرمنشاء این رفتارها صحبت کنیم، همین مدل های ذهنی هستند باعث بروز هزاران هزار رفتار میشوند، پس ما به جای اینکه بریم سراغ رفتارهای بیرونی و محدود و مشترکی که بین افراد موفق بوده، بیایم سراغ ریشه ی این رفتارها و ببینیم که سرچشمه ی رفتارها چه چیزهایی است.

این سلسله نوشته ها حاصل تحقیقات کارول دوئک استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد هست که از لحاظ علمی و خیال ما راحت هست که این صحبت ها از دقت خوبی برخوردار هست و با احتمال زیادی میتونیم در زندگیمون به کار بگیریم.