مهرداد شبستری

استخرهای پر از تمساح

پادشاهی بود. دختری داشت. وقت ازدواج دختر فرا رسیده بود. اما پادشاه تنها موندن دخترش رو ترجیح میداد به ازدواج دخترش با یک آدم بی‌عرضه. اما چطور میشد که یک پسر با عرضه رو از بی عرضه، تشخیص داد؟ سراغ سازمان سنجش مملکت رفت. یک کنکور سراسری برگزار کن، میخوام دخترمو با کلی جایزه، بدم …

استخرهای پر از تمساح ادامه »

چالش زبان

trip up to cause someone to make a mistake he tried to trip up the cashier as she counted his changes. تلاش برای اینکه یه نفر سوتی بده، فته پا کشیدن، هُل دادن

چالش زبان

accrue to accrue is to accumulate or to keep growing in value or size. if you can accrue enough extra credit to build up your grade, you won’t have to take the final exam. جمع کردن.

مبارزه

برای هر کاری و البته حرفه‌ای شدن در اون کار، نیاز هست که ما بتونیم سوالات زیادی رو بترکونیم. سوالاتی هستن که غول مرحله آخرن. یعنی قبل از اون سوالات باید از پس نوچه‌هاشون بر بیایم. هر سوال مثه یه حریف چغر و بدبدنه. اما سوالات به هم ارتباط دارن. یعنی یه جا جمع میشن، …

مبارزه ادامه »

ترجمه کردن یا فهمیدن

افرادی که خیلی خوب میتونن یک متن انگلیسی رو درک کنن، بفهمن، خیلی راحت‌تر از بقیه زندگی میکنن. جرا؟ چون زندگی یک رینگ بوکسه، هر یک از ما هر روز در حال مسابقه دادن هستیم. حریفهای ما از جنس ما نیستند. حریفهای ما، سوالاتی هستند که در ذهن ما شکل گرفته‌اند، دغدغه‌های ما هستند. شاید …

ترجمه کردن یا فهمیدن ادامه »

چالش زبان

gut your gut is part of your digestive system– it’s where food goes after you eat it, to get break down into nutrients and waste. the expression ” to go with your gut” means to follow your instincts, how you feel in your belly. دل، به دلت چی افتاده

اعتراف

هر بار که سراغ انجام کاری میریم، دو حالت پیش میاد: یا هی وقت میذاریم و هی عرق میریزیم اما انگار نه انگار، هیچ اتفاقی نمی‌افته، آب از آب تکون نمیخوره. مثه دویدن روی تردمیل. از انجام این مدل کارها باید هر چه سریع‌تر دست برداریم. یا اینکه وقتی اولین قدم رو که برمیداریم، همه …

اعتراف ادامه »

چالش زبان

slog when you slog, you toil at something, working hard and often slowly to get a difficult job down. slog long and hard on a costruction crew. زور زدن، پر رو بازی در انجام کاری.

کارما

هر چه کنی به خود کنی، اگه این تعریف رو برای کارما قبول کنیم. باید بگم بلایی که این روزها به سر من اومده، برمیگرده به شیطنتهایی که در دوران نوجوانی و کودکی در حیاط مدرسه انجام میدادم. شیطنت از این قرار بود که من با یک نفر دیگه بازی رو شروع میکردیم. برای شروع …

کارما ادامه »