چالش زبان

چالش زبان

problem مسئله، نقطه‌ای از زمان که دیگر از پنیر مطلوبیت ما خبری نیست و ما باید هرچه سریعتر آستین بالا بزنیم و فکر مطلوبیت جدید باشیم.

چالش زبان

love what you love means what you adore. عشق حسی است که باعث میشه آدم بتونه پابرهنه برای دیدن کسی که نمیتونه درموردش فکر نکنه، مسیر طولانی‌ای رو راه بره.

چالش زبان

satisfaction the act of fulfilling a need, desire or apetite. a good meal is provides satisfaction of your hunger. ایریضا هستم. شاید حال ناخوشی که داریم، مربوط میشه به نیازهایی که سرکوب کردیم. نیازهایی که به رسمیت نشناختیم. چون آدمهای زیادی اوم بیرون معتقدند که این نیاز، کثیفه یا بده یا … اما اجداد ما …

چالش زبان ادامه »