چالش زبان

چالش زبان

love what you love means what you adore. عشق حسی است که باعث میشه آدم بتونه پابرهنه برای دیدن کسی که نمیتونه درموردش فکر نکنه، مسیر طولانی‌ای رو راه بره.

چالش زبان

satisfaction the act of fulfilling a need, desire or apetite. a good meal is provides satisfaction of your hunger. ایریضا هستم. شاید حال ناخوشی که داریم، مربوط میشه به نیازهایی که سرکوب کردیم. نیازهایی که به رسمیت نشناختیم. چون آدمهای زیادی اوم بیرون معتقدند که این نیاز، کثیفه یا بده یا … اما اجداد ما …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

blog وبسایت شخصی یا ژورنال آنلاین. یا میشه ازش به عنوان فعل استفاده کرد، یعنی پست گذاشتن در وبسایت شخصی یا بلاگینگ کردن. ریشه‌اش وبلاگ بوده، اما از یه جایی به بعد شده بلاگ.

چالش زبان

fascinating چیزی که ما رو اهلی کنه و در ما ایجاد علاقه کنه. چیزی که که نتونیم  برای بیشتر دونستن در موردش، دندون روی جیگر بگذاریم. چیزی که نتونیم ازش چشم برداریم.

چالش زبان

gritty وقتی که تو دریا شنا میکنیم و بعد میایم تو ساحل غلط میخوریم توی شنها، شن و ماسه میچسبه به تنمون، اونجاس که میگن همه جامون “gritty” شده