چالش زبان

چالش زبان

crutch عصای دست، مخصوصاً از اینهایی که ملت وقتی پاشون میشکنه، میذارن زیر بغلشون که موقع راه رفتن به پاشون فشار نیاد.

چالش زبان

“gut” “have the gut” داشتن جسارت. “calluse” پینه دست. وقتی باشگاه میریم دستامون پینه میبنده. کارگرهای ساختمونی اکثراً دارن.

چالش زبان

“done” no longer happening or existing تا الان هربار لغت “done” یه گوشم میخورد، فکر میکردم منظور چیزی است که انجام شده و معنای مثبت وارد ذهنم میشد. اما معنای دیگری هم وجود داره، به سر رسیدن و تموم شدن دورانی رو معنی میده. روزهای قدیمی و خوب تموم میشن. روزهایی با قوانین خاص خودشون …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

chasm. تا حالا تنگه واشی رفتین؟ شکاف بزرگی که در دل کوه اتفاق افتاده و بوجود اومده. خیلی مفرح و لذت بخشه، عبور از این تنگه. اما هر شکافی لذت بخش نیست. بعضی اوقات، بین ایده‌های خوب ما و ایده‌های انجام شده‌ی ما. شکافی وجود داره. عبور از این شکاف تنها با تعهد داشتن به …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

birl that log. “birl” به معنی چرخاندن معنی میده. مثلاً با پا یک استوانه‌ای رو میچرخونیم. برای این که ترکیب اون سه کلمه‌ی بالا رو درک کنیم. باید یه چیزی رو خوب تصور کنیم. تصور کنید که درختی هست ‌به طول ۴ متر و قطر ۱ متر. تبر رو بر میداریم. شروع میکنیم به زدن. …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

vulnerable در بعضی از جاها یا بعضی از شرایط احتمال آسیب دیدن و مورد حمله واقع شدن وجود داره، چه آسیب روحی و احساسی و عاطفی باشه، چه جسمی و فیزیکی باشه. Vulnerable یعنی با علم به احتمال انواع و اقسام آسیبها، باز هم حاضر باشیم که در اون شرایط یا مکان خاص قرار بگیریم. …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

امروز لغت “Distributed” رو یاد گرفتم. به واسطه‌ی ورق زدن و دیدن بخش مخففهای رایج در مهندسی فرآیند. “DCS” مخفف “Distributed Control System” هست. اتفاقاً یک ویدئوی مانع و جامع از این مفهوم در یوتیوب مشاهده کردم. کافی است که جستجو کنید، “What is DCS?” به معنای توزیع شدن، هست. شبکه‌ای تجهیزات کنترلی و الکتریکی …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

امروز لغت “revamping” رو یادگرفتم، این لغت خیلی خودمونیش میشه نونوار کردن، یعنی یه دستی روی سر و روی چیزی کشیدن، این اصطلاح معمولاً در بازسازی یک وبسایت و پتروشیمی‌ها و پالایشگاه‌ها به کار رفته، یعنی من در بخش جستجوی تصاویر گوگل، بیشتر عکسهایی از این دست مشاهده کردم. البته در جایی نوشته شده بود …

چالش زبان ادامه »

چالش زبان

دفعات زیادی اتفاق افتاده که تصمیم گرفتم هر روز برای زبان وقت بگذارم، اما خیلی طول نکشیده. این موضوع ریشه‌های متعددی داره. قصد دارم که هر روز یک لِغت انگلیسی یاد بگیرم. مریض باشم، خسته باشم، حوصله نداشته باشم، خلاصه هر چی باشم، تو هر شرایطی باشم، یادگرفتن یک لغت کار سختی به نظر نمیرسه. …

چالش زبان ادامه »