صرفاً جهت به روزرسانی

خیلی دوست دارم که بعدها مطالبی که محمدرضا شعبانعلی در مورد مواجهه با غولی به نام مردم که در دوبخش انجام شده رو یک بار خلاصه کنم و در اینجا منتشر کنم.

همچنین مطالب خیلی جالبی هم در مورد وبلاگ نویسی و ضرورت وبلاگ نویسی نوشته که نکاتی رو بعد از ده سال وبلاگ نویسی منتشر کرده که تاریخ اون پستها مربوط به سال 94 هست که الان میشه پانزده سال وبلاگ نویسی.

فقط یک جمله خیلی زیبا از اون مطالب یادم میاد اون هم این هست که به نقل از محمدرضا :

اگه به سال 84، ورودی ارشد، یا سال 76، ورودی کارشناسی، برگردم و بهم بگن که دو تا انتخاب داری، یا میتونی وارد دانشگاه شی و یا وبلاگ نویسی کنی، لحظه ای در رها کردن دانشگاه و شروع وبلاگ نویسی درنگ نمیکردم.

همین جملات برای من خیلی لذت بخش بود.

اما از طرف دیگه دوست دارم مطالبی که ست گودین هم در مورد وبلاگ نویسی توصیه کرده رو هم یک بار به صورت جمع بندی اینجا منتشر کنم.

در مصاحبه های مخلتف ست گودین مخاطبها رو تشویق میکنه به وبلاگ نویسی و در عجب هست که چرا مردم هر روز پُستی رو منتشر نمیکنن، به عقیده ست گودین این کار رو نباید اصن برای مخاطب انجام بدیم و صرفاً ابزاری هست برای اینکه بتونیم بهتر فکر کنیم. وبلاگ خود ست گودین هم جالبه، اینکه کامنتها باز نیست، یعنی اصن با کامنت کاری نداره و صرفاً چیزهایی رو مینویسه که به نظرش باعث بهبودی زندگی خودش میشن، و خب قطعاً افرادی هم که به وبلاگش سر میزنن بی بهره نمیمونن.

یکی از جملاتی که از ست گودین یادم مونده این هست.

یکی از پنج تصمیم مهمی که در مسیر شغلیم گرفتم همین وبلاگنویسی روزانه بود

من خودم مطالبی که محمد رضا در مورد وبلاگ نویسی نوشته یا حرفهایی که ست گودین در مورد وبلاگ نویسی گفته رو بارها و بارها گوش کردم و خوندم، اما به نظرم تا وقتی یک خلاصه ای رو ازشون آماده نکنم، نمیتونم ادعا کنم که خوب این صحبتها رو درک کردم.